Cross your finger
توضیح: برای موفقیت کسی یا اتفاق چیزی امیدوار بودن

- we'll be crossing our fingers for you to pass your exam.
- امیدوارم در امتحانت قبول شوی.
- When you catch cold, you feel under the weather.
- وقتی آدم سرما می خورد، احساس کسالت می کند.
Under the weather
معنی: ناخوش، بدحال

- I stayed home from work because I was feeling under the weather.
- من سر کار نرفتم و خانه ماندم، زیرا احساس کسالت می کردم.
- When you catch cold, you feel under the weather.
- وقتی آدم سرما می خورد، احساس کسالت می کند.
Rain cats and dogs
معنی: سخت و شدید باریدن

- It's raining cats and dogs today! I wish I'd brought my umbrella to school!
- امروز دارد باران خیلی شدیدی می بارد. ای کاش چترم را به مدرسه می آوردم.
Keep something under your hat
معنی: چیزی را از دیگران مخفی نگه داشتن

- You should keep the news under your hat.
- تو باید این خبر را از بقیه مخفی نگه داری.
Drive somebody up the wall
معنی: کسی را عصبانی کردن

- That noise is driving me up the wall.
- آن صدا دارد من را عصبانی می کند.
- The news will drive him up the wall.
- آن خبر او را عصبانی خواهد کرد.
Don't count your chickens (until they've hatched)
معادل فارسی: جوجه را آخر پاییز می شمارند.

- Next Friday I will finally be able to pay you back that money I owe you.
- I won't count my chickens until they have hatched.
- جمعه آینده بالاخره می توانم آن پولی که به تو بدهکار هستم را پس بدهم.
- جوجه را آخر پاییز می شمارند (بعداً معلوم می شود).
Be in the same boat
توضیح فارسی: در شرایط مشابهی بودن (از لحاظ سختی)

She and her classmates all have to prepare for an exam this week. They're all in the same boat.
او و همه همکلاسیهایش مجبور هستند خودشان را برای یک امتحان در این هفته آماده کنند. همه آنها همین وضع را دارند.
Once in a blue moon
معنی: گهگاه، به ندرت

- Once in a blue moon my wife and I eat at a very expensive restaurant.
- گهگاه من و همسرم در یک رستوران بسیار گرانقیمت غذا میخوریم.
- Snow falls on the city of San Diego once in a blue moon.
- به ندرت در شهر سان دیگو برف میبارد.
When pigs can fly
معنی: به همین خیال باش، وقت گل نی

- I'm going to buy a big car by the end of the year.
- Yes, when pigs can fly!
- میخواهم تا آخر سال یک ماشین بزرگ بخرم.
- به همین خیال باش!
Have a Bone to Pick with Someone
معنی: از کسی گله کردن

I have a bone to pick with you. Did you eat that chocolate mousse I was saving for my tea?
من میخواهم از تو گله کنم. تو آن شکلاتی را که برای چایام نگه داشته بودم خوردی؟