سایت آموزش زبان انگلیسی  دکتر سیدرضا هادیان فر ( مترجم  و مدرس زبان انگلیسی)
سایت آموزش زبان انگلیسی  دکتر سیدرضا هادیان فر ( مترجم  و مدرس زبان انگلیسی)

سایت آموزش زبان انگلیسی دکتر سیدرضا هادیان فر ( مترجم و مدرس زبان انگلیسی)

سه مشکل اصلی پیش روی یک زبان آموز

  ۱- ایجاد شور و هیجان در فراگیری زبان

همه زبان‌آموزان دوست دارند که به خوبی انگلیسی صحبت کنند. آنها از این فکر که قادر باشند «روان» صحبت کنند و با دیگران به انگلیسی ارتباط برقرار کنند به هیجان می‌آیند. اما آنها معمولاً توجهی به خود فرآیند آموزش ندارند. در نظر بیشتر زبان‌آموزان، فراگیری زبان انگلیسی یک اجبار است - چیـزی که مجبور به انجام آن هستنـد، ولی میلی به آن ندارنـد. آنهـا در فراگیری زبان انگلیسی هیچ لذتی نمی‌بینند. بطور خلاصه، بیشتر زبان‌آموزان دوست دارند که انگلیسی صحبت کنند ولی دوست ندارند به فراگیری زبان انگلیسی مشغول باشند. این اولین و مهمترین مشکلی است که پیش روی یک زبان آموز قرار دارد، زیرا کسی که تمایلی به فراگیری یک زبان خارجی نـدارد، آن را بـه خوبی فرا نخواهـد گـرفت. اگـر شما «انگلیسی» را دوست نداشتـه باشیـد، «انگلیسی» هم شما را دوست نخواهد داشت!

اگر می‌خواهید که زبان‌آموز موفقی باشید، لازم است که خود فرآیند آموزش را هم دوست داشته باشید. لازم است که زمانی را که صرف فراگیری انگلیسی می‌کنید، به عنوان وقت تفریح یا استراحت خود به حساب آورید. به عنوان مثال، شما باید از موارد زیر لذت ببرید:

  • خواندن جملات انگلیسی و فکر کردن درباره ساختار آنها

  • فراگیری لغات جدید از یک دیکشنری

  • نوشتن یک جمله انگلیسی صحیح با کمک گرفتن از دیکشنری، کتاب گرامر و اینترنت

  • تمرین تلفظ اصوات و کلمات انگلیسی

به طور آرمانی، فراگیری زبان بایستی برای شما یک تفریح به حساب بیاید. شما باید خود را یک «زبان‌آموز» قلمداد کنید - کسی که فراگیری زبان انگلیسی را به عنوان یکی از فعالیت‌های مورد علاقه‌اش انتخاب کرده است.

 

2- ایجاد اولین تغییر در زندگی

تصمیم برای فراگیری زبان انگلیسی نیازمند ایجاد تغییراتی در زندگی‌تان می‌باشد. به عنوان مثال تصمیم می‌گیرید که هر روز 30 دقیقه برای خواندن یک کتاب انگلیسی وقت بگذارید و بر این تصمیم پافشاری می‌کنید. ایجاد یک تغییر کوچک ولی دائمی در زندگی راحت نیست، مخصوصاً اگر فراگیری زبان «سرگرم کننده» به نظر نرسد. به هر حال، زبان‌آموزان باید به خاطر داشته باشند که اگر روزی 15 دقیقه به مطالعه انگلیسی بپردازند، نتیجه بهتری می‌گیرند تا اینکه مثلاً هر یک ماه یکبار، یک روز کامل را به این کار اختصاص دهند.

 

3- ایجاد تغییرات دیگر در زندگی

اگر چه ایجاد اولین تغییر، خود کار دشواری است، ایجـاد تغییرات بعدی نیـز سخت است. بسیاری از زبان‌آموزان اولین گام را برمی‌دارند (مثلاً مطالعه روزانه یک کتاب بـه زبان انگلیسی) و همانجا متوقف می‌شوند. آنها خود را درگیر فعالیت‌های «انگلیسی ساز» نمی‌کنند.

یک زبان‌آموز خوب مجموعه‌ای از فعالیتها (خواندن متن، تماشای برنامه‌های زبان اصلی، تمرین تلفظ و ...) را در اختیار دارد و هر کدام را بر اساس حال و هوای خود انتخاب می‌کند. یک فعالیت به خودی خود کافی نیست، زیرا اولاً شما زودتر خسته می‌شوید و ثانیاً به شما طیفی از مهارتهای زبان ارائه می‌دهد که نوعاً بسیار محدود است. به عنوان مثال خواندن متون انگلیسی نمی‌تواند تلفظ شما را تقویت کند، اگر چه می‌تواند گرامر، دایره لغت و مهارتهای نوشتاری و درک مطلب شما را تقویت کند.

فهرست افعال بی‌قاعده

در جدول زیر مهمترین و رایجترین افعال بی‌قاعده به همراه معنی آنها آورده شده است. بدیهی است تعداد افعال یاد شده بیشتر از این مقدار است، اما چون یادگیری آنها برای زبان‌آموزان چندان الزامی نیست، از ذکر آنها خودداری شده است.

مصدر

گذشته ساده

اسم مفعول

معانی اصلی

arise

arose

arisen

برخاستن، بلند شدن، رخ دادن

awake

awoke

awoken

بیدار کردن، بیدار شدن

be

was, were

been

بودن، وجود داشتن

beat

beat

beaten

زدن، شکست دادن

become

became

become

شدن، درخور بودن

begin

began

begun

آغاز کردن، آغاز شدن

bend

bent

bent

خم کردن، خم شدن

bet

bet

bet

شرط بستن

bid

bid

bid

پیشنهاد دادن

bite

bit

bitten

گاز گرفتن

blow

blew

blown

دمیدن، وزیدن

break

broke

broken

شکستن، قطع کردن

bring

brought

brought

آوردن، موجب شدن

broadcast

broadcast

broadcast

منتشر کردن، اشاعه دادن

build

built

built

ساختن، بنا کردن

burn

burned/burnt

burned/burnt

سوختن، سوزاندن

buy

bought

bought

خریدن

catch

caught

caught

گرفتن، بدست آوردن

choose

chose

chosen

انتخاب کردن، گزیدن

come

came

come

آمدن، رسیدن

cost

cost

cost

ارزیدن، ارزش داشتن

cut

cut

cut

بریدن، زدن، چیدن

deal dealt dealt معامله کردن، رفتار کردن

dig

dug

dug

کندن، حفر کردن، کاوش کردن

do

did

done

انجام دادن، (عمل) کردن

draw

drew

drawn

کشیدن، ترسیم کردن

dream

dreamed/dreamt

dreamed/dreamt

خواب دیدن، رویا دیدن

drink

drank

drunk

آشامیدن

drive

drove

driven

راندن، بردن

eat

ate

eaten

خوردن

fall

fell

fallen

افتادن، پایین آمدن

feel

felt

felt

احساس کردن، لمس کردن

fight

fought

fought

جنگ کردن، نزاع کردن

find

found

found

پیدا کردن

fly

flew

flown

پرواز کردن

forget

forgot

forgotten

فراموش کردن

forgive

forgave

forgiven

بخشیدن، عفو کردن

freeze

froze

frozen

منجمد شدن، یخ بستن

get

got

gotten

گرفتن، بدست آوردن

give

gave

given

بخشیدن، دادن (به)

go

went

gone

رفتن، رهسپار شدن

grow

grew

grown

رشد کردن، بزرگ شدن، روئیدن

hang

hung

hung

آویختن، آویزان کردن، به دار آویختن

have

had

had

داشتن

hear

heard

heard

شنیدن

hide

hid

hidden

پنهان کردن، پنهان شدن

hit

hit

hit

زدن، خوردن به

hold

held

held

نگهداشتن، گرفتن

hurt

hurt

hurt

آزردن، آسیب زدن (به)

keep

kept

kept

نگاه داشتن، محافظت کردن

know

knew

known

دانستن

lay

laid

laid

گذاشتن، نهادن، نصب کردن

lead

led

led

رهبری کردن، بردن، هدایت کردن

learn

learned/learnt

learned/learnt

آموختن، یاد گرفتن

leave

left

left

ترک کردن، واگذاردن

lend

lent

lent

وام دادن، قرض دادن

let

let

let

گذاشتن، اجازه دادن

lie

lay

lain

دراز کشیدن

lose

lost

lost

گم کردن، از دست دادن

make

made

made

درست کردن، ساختن

mean

meant

meant

معنی دادن

meet

met

met

ملاقات کردن، مواجه شدن (با)

pay

paid

paid

پرداختن، پول (چیزی را) دادن

put

put

put

گذاشتن

read /ri:d/

read /red/

read /red/

خواندن

ride

rode

ridden

سوار شدن، سواری کردن

ring

rang

rung

زنگ زدن

rise

rose

risen

برخواستن، بالا رفتن، طلوع کردن

run

ran

run

دویدن، روان شدن، گریختن

say

said

said

گفتن

see

saw

seen

دیدن

sell

sold

sold

فروختن، به فروش رفتن

send

sent

sent

فرستادن

shoot

shot

shot تیر یا گلوله زدن (به)، تیراندازی کردن

show

showed

showed/shown

نشان دادن

shut

shut

shut

بستن، بسته شدن

sing

sang

sung

(آواز) خواندن

sink

sank

sunk

غرق شدن

sit

sat

sat

نشستن، نشاندن

sleep

slept

slept

خوابیدن

speak

spoke

spoken

صحبت کردن، حرف زدن

spend

spent

spent

خرج کردن

stand

stood

stood

ایستادن، تحمل کردن

swim

swam

swum

شنا کردن

take

took

taken

گرفتن، بردن، خوردن برداشتن

teach

taught

taught

آموختن، یاد دادن

tear

tore

torn

پاره کردن، پاره شدن

tell

told

told

گفتن

think

thought

thought

فکر کردن، گمان کردن

throw

threw

thrown

پرت کردن، انداختن

understand

understood

understood

فهمیدن

wake

woke

woken

بیدار کردن، بیدار شدن

wear

wore

worn

پوشیدن، بر تن داشتن

win

won

won

پیروز شدن، بردن

write

wrote

written

نوشتن

چگونه لهجه خود را کاهش دهیم

بسیاری از مشکلاتی تلفظی که زبان‌آموزان با آنها مواجه هستند در نتیجه استفاده غلط از اصواتی است که در زبان مادری خود به کار می‌برند. بنابراین مشکلات تلفظی که شما از آن رنج می‌برید احتمالاً مشابه مشکلاتی است که دیگر زبان‌آموزان «هم زبان» شما هم با آن مواجه هستند. وقتی یک انگلیسی‌زبان بومی (native) به شما می‌گوید که شما (بعنوان مثال) لهجه روسی یا چینی دارید، در واقع این نکته را تأیید می‌کند. بسیاری از برنامه‌های کاهش لهجه بر اساس تحقیقاتی است که اصوات خاصی را که هر گروه زبانی (مثلاً فرانسوی، چینی، اسپانیایی، ژاپنی و ...) موقع ادای کلمات انگلیسی دارد، مشخص می‌کنند. بعنوان مثال 70% اسپانیایی‌ زبانها در تلفظ صدای /st/ در کلمه stick مشکل دارند در حالیکه چینی زبانها هیچ مشکلی در تلفظ آن ندارند. نکته‌های زیر به شما کمک می‌کنند که تأثیر زبان مادری خود بر انگلیسی‌تان را کاهش دهید.
 

به حرکات دهان انگلیسی زبانان (native) دقت کنید.

موقع تماشای برنامه‌های زبان اصلی به حرکات دهان گوینده خوب دقت کنید. آنچه که می‌گوید را تکرار کنید و لحن صدای او را تقلید کنید.


شمرده صحبت کنید.

تا وقتی که لحن و اصوات انگلیسی را بخوبی فرا نگرفته‌اید، شمرده صحبت کنید. اگر شما سریع و با لحن و تلفظ غلط صحبت کنید، انگلیسی زبانها در فهمیدن آنچه که می‌خواهید بگویید مشکل پیدا خواهند کرد. همچنین اگر شما به «اشتباه صحبت کردن» خود ادامه دهید، این اشتباهات در ذهن شما ماندگار خواهند شد.


از دیکشنری استفاده کنید.

با علائم فونتیک دیکشنری خود آشنا باشید و تلفظ صحیح کلماتی را که ادای آنها برای شما دشوار است در آن جستجو کنید.


از دیگران کمک بگیرید.

یک فهرست از کلماتی که تلفظ آنها برای شما دشوار است، تهیه کنید و از یک دوست انگلیسی زبان (native) بخواهید آنها را برای شما تلفظ کند. خوب است صدایش را ضبط کنید و بعداً به آن گوش دهید و خودتان هم آن را تکرار کنید. اگر چنین دوستی ندارید می‌توانید از نرم افزارهایی که کلمات را با صدای ضبط شده انسان ادا می‌کنند استفاده کنید.
به کتابهای نواردار گوش دهید.

با تهیه کتابهایی که دارای یک نوار یا سی‌دی صوتی هستند می‌توانید در یک زمان هم بخوانید و هم گوش کنید. بخشهایی از کتاب را با صدای بلند بخوانید و صدای خودتان را ضبط کنید. صدای خودتان را با گوینده اصلی مقایسه کنید و سعی کنید اشتباهاتتان را اصلاح کنید.


به پسوندهای s و ed دقت کنید.

تلفظ صحیح کلماتی که به s و ed ختم می‌شوند را یاد بگیرید. مثلاً s- یا es- را در نظر بگیرید. این پسوند گاهی صدای /S/ می‌دهد (مثلاً در eats)، گاهی صدای /Z/ می‌دهد (مثلاً در plays) و گاهی هم صدای /IZ/ می‌دهد (مثلاً در washes). 

  تلفظ پایانه‌های s و ed

پایانه‌ها (یا پسوندهای) s و ed دو تا از متداول‌ترین پایانه‌ها (endings) در زبان انگلیسی هستند. قواعد تلفظ آنها تغییر ناپذیر است و برای انواع مختلف کلمات یکسان است.

 

کاربرد پایانه s

پایانه s چهار کاربرد مختلف دارد:

 

کاربردها

تلفظ
صدای /S-/ صدای /Z-/ صدای /IZ-/

اسامی جمع

act » acts

day » days voice » voices

حالت ملکی

Mark » Mark's Ann » Ann's James » James's
افعال سوم شخص مفرد

like » likes

lead » leads teach » teaches
حالت مخفف
 is و has
it is » it's

she is » she's

---

 

نحوه تلفظ پایانه s

1- در کلماتی که به یکی از صداهای //، //، //، //، // و // ختم می‌شوند، پایانه s صدای /IZ-/ می‌دهد:

refuses, passes, judges, watches, garages, wishes.

2- پس از حروف صدادار و نیز کلماتی که به یکی از صداهای //، //، //، //، //، //، //، //، // و // ختم می‌شوند، پایانه s صدای /z-/ می‌دهد:

boys, lies, ways, pubs, words, pigs, loves, bathes, rooms, turns, things, walls, cars.

3- پس از حروف بی‌صدای //، //، //، // و // پایانه s صدای /s-/ می‌دهد:

cups, cats, walks, laughs, tenths.

 

کاربرد پایانه ed

 

پایانه ed برای ساختن زمان گذشته ساده و نیز قسمت سوم افعال با قاعده به کار می‌رود:

 

کاربرد

تلفظ
صدای /Id-/ صدای /d-/ صدای /t-/

حالتهای گذشته افعال

need » needed

want » wanted

fill » filled

need » needed

work » worked

help » helped

 

نحوه تلفظ پایانه ed

1- پس از یک // یا //، پایانه ed صدای /Id-/ می‌دهد:

landed, started, visited, demanded

2- پس از حروف صدادار و نیز حروف بی‌صدای //، //، //، //، //، //، //، //، //، //، // و //،  پایانه ed صدای /d-/ می‌دهد:

tied, paid, robbed, lived, used, judged, seemed, turned, cared, failed.

3- پس از بقیه حروف بی‌صدا، یعنی //، //، //، //، //، // و // پایانه ed صدای /t-/ می‌دهد:

developed, looked, laughed, berthed, missed, wished, watched.

 

زمان گذشته ساده

 

ساختار

(last week)

(yesterday)

worked

I, we, you, he, she, ...

played

heard

 

منفی

work...

play...

hear...

didn't

did not

I, we, you, he, she, ...

 

 

 

پرسشی

work...?

play...?

hear...?

I, we, you, he, she, ...

Did

 

 

کاربرد

گذشته ساده در موارد زیر کاربرد دارد:

1- برای بیان کاری که در گذشته و زمان مشخصی به پایان رسیده است:

  • We met last week.

  • He left yesterday.

 

2- برای بیان کارهایی که پشت سرهم در یک ماجرا یا داستان می‌آیند:

  • I walked into my room and sat down. Suddenly I heard a noise coming from outside. I got up and went towards the window...

 

3- برای بیان عادت یا شرایطی در گذشته:

  • When he was a child, they lived in a cottage in the jungle.

  • Every day he walked in the jungle to....

 

نکاتی در مورد هجی (verb + ed)

1- هنگامیکه فعلی به e ختم می‌شود، فقط d اضافه می‌کنیم:

loved, hated, used

2- افعال یک هجایی (یک بخشی) که به ترتیب شامل یک حرف صدادار و یک حرف بی‌صدا می‌باشند، حرف بی‌صدای آخر تکرار می‌شود:

stopped, planned, robbed

ولی اگر دو حرف صدادار وجود داشته باشد، حرف بی‌صدای آخر تکرار نمی‌شود:

looked, cooked, seated

اگر حرف بی‌صدای آخر y یا w باشد نیز تکرار نمی‌شود:

played, rowed, showed 

با صدای بلند انگلیسی بخوانید.

هر روز به مدت 15 تا 20 دقیقه یک متن انگلیسی (مثلاً یک کتاب داستان) را با صدای بلند بخوانید. این به شما کمک می‌کند که آن دسته از عضلات دهان را که برای انگلیسی صحبت کردن به کار می‌آیند، تقویت کنید. تحقیقات نشان می‌دهد که برای صحبت کردن یک زبان جدید حدود سه ماه تمرین روزانه مورد نیاز است تا عضلات دهان (برای آن زبان خاص) تقویت شوند.

صدای خودتان را گوش کنید.

صدای خودتان را ضبط کنید و برای یافتن اشتباهات تلفظی خود به آن گوش دهید. این یک تمرین بسیار عالی است، زیرا این به شما کمک می‌کند از اشتباهاتی که دائماً  مرتکب می‌شوید آگاه شوید.
 

صبور باشید.

شما می‌توانید نحوه صحبت کردن خود را بهبود بخشید، ولی این «یک شبه» بدست نمی‌آید. مردم اغلب به دنبال کسب نتیجه فوری هستند و به همین دلیل خیلی زود دلسرد می‌شوند و از تلاش دست برمی‌دارند.

چگونه تلفظ خود را بهبود بخشیم

«استرس کلمه (word stress)» در درک مطلب شنیداری نقش بسیار مهمی را ایفا می‌کند. زبان انگلیسی یک زبان «استرس محور» می‌باشد که این بدان معنا است که سیلابهای خاصی استرس بیشتـری نسبت به بقیـه دریـافت می‌کنند، در حالیکه از روی کلمات فـاقد استرس بـه سرعت می‌گذریـم. انگلیسی زبانان به طور طبیعی استرس کلمات را به کار می‌برند. این آنقدر برای آنها طبیعی است که حتی نمی‌دانند دارند از آنها استفاده می‌کنند. در بسیاری از زبانها، از جمله فرانسه و ژاپنی، هر سیلاب با «تأکید» مساوی و یکسان تلفظ می‌شود. بنابراین این دسته از غیر انگلیسی زبانان اغلب با دو مشکل مواجه هستند:

  1. آنها نمی‌توانند به راحتی صحبتهای انگلیسی زبانان بومی (native) را درک کنند، مخصوصاً اگر تند صحبت کنند.

  2. انگلیسی‌زبانان بومی هم به نوبه‌ی خود در درک صحبتهای غیر انگلیسی زبانان (غیر بومی) مشکل دارند.

اما «استرس کلمه (word stress)» دقیقاً چیست؟ انگلیسی زبانان هر سیلاب را با شدت یکسانی بیان نمی‌کنند،‌ بلکه یک سیلاب را با استرس (تکیه) تلفظ می‌کنند. آنها یک سیلاب را بلند و واضح و بقیه سیلابها را آرامتر بیان می‌کنند.

سه کلمه‌ی photographer ، photograph و photographic را در نظر بگیرید. این سه کلمه اگر چه هم خانواده هستند، اما استرس هر کدام در جای متفاوتی قرار گرفته است:

PHO to graph
pho TO grapher
pho to GRA phic

همه کلماتی که بیش از دو سیلاب دارند، دارای یک سیلاب استرس دار یا مؤکد هستند:

TEAcher, jaPAN, CAnada, aBOVE, converSAtion, imPORtant, deMAND, etc.

اگر شما در صحبتهایتان به درستی از استرس کلمات استفاده کنید، به سـرعت هر دو مهـارت درک مطلب شنیداری و تـلفظ خـود را تـقـویـت خواهید کرد.

انگلیسی زبانان بیشتر به سیلابهای «استرس دار» دقت می‌کنند و نه به سیلابهای «خفیف». اگر شما در صحبتهایتان به درستی از استرس کلمات استفاده کنید، به سرعت هر دو مهارت درک مطلب شنیداری و تلفظ خود را تقویت خواهید کرد.

هر موقع که چیزی به انگلیسی گوش می‌دهید (مثلاً رادیو یا یک فیلم زبان اصلی) به استرس هر کدام از کلمات دقت کنید. اولین قدم شما این است که آن را بشنوید و تشخیص دهید. در مرحله بعد شما می‌توانید آن را به کار برید!

وقتی لغت جدیدی را یاد می‌گیرید،‌ باید مکان استرس آن را هم بیاموزید. اگر یک دفـترچه لغت دارید، موقع یادداشت یک لغت جدید حتماً نشان دهید که کدام سیلاب دارای استرس است. اگر نمی‌دانید می‌توانید به یک فرهنگ لغت مراجعه کنید. در دیکشنریها معمولاً سیلاب استرس‌دار را با یک علامت (  '  ) نشان می‌دهند (قبل یا بعد از سیلاب استرس‌دار).

علاوه بر استرس کلمه (word stress)، باید استرس جمله (sentence stress) را هم درست ادا کنید.

بطور کلی کلمات استرس‌دار در یک جمله عبارتند از: اسم ها ، ‌افعال اصلی (مانند read, visit و ...)، صفت ها و قیود. کلمات دیگر یعنی حروف تعریف، افعال کمکی، ضمایر و ... در جمله استرس نمی‌گیرند. (دقت کنید سیلابهای استرس‌دار را با کلمه استرس‌دار اشتباه نگیرید.)

جمله زیر را با صدای بلند بخوانید:

The beautiful mountain appeared transfixed in the distance.

حالا این جمله را با صدای بلند بخوانید:

He can come on saturdays as long as he doesn't have to do any homework in the evening.

اگر چه جمله دوم تقریباً 30% طولانی‌تر از جمله اول است، ولی برای بیان هر دوی آنها زمان یکسانی مورد نیاز است، زیرا در هر جمله پنج کلمه استرس‌دار وجود دارد.

  یک تمرین

چند جمله را از یک کتاب انتخاب کنید و روی یک کاغذ یادداشت کنید. نخست سیلاب استرس‌دار هر کلمه را مشخص کنید (با استفاده از یک فرهنگ لغت خوب) و سپس زیر کلمات استرس‌دار یا مؤکد در هر جمله را خط بکشید. بعد از آن، هر جمله را با صدای بلند بخوانید و دقت کنید که کلماتی که زیرشان خط کشیده‌اید را با تأکید بیشتری ادا کنید و از روی بقیه کلمات به سرعت بگذرید. اگر شما این تمرین را بطور مرتب انجام دهید از پیشرفت سریع تلفظ تان شگفت‌زده خواهید شد!

 

 

 

تفاوتهای انگلیسی آمریکایی و انگلیسی بریتانیایی

آیا انگلیسی آمریکایی (American English) و انگلیسی بریتانیایی (British English) دو زبان مجزا هستند یا دو حالت مختلف از زبان انگلیسی؟ بعضی‌ها می‌گویند آنها دو زبان مختلف هستند ولی خیلی‌ها آنها را تنها حالتهای مختلفی از یک زبان می‌دانند.

البته هیچ پاسخ دقیقی برای این پرسش وجود ندارد. ما فقط می‌توانیم بگوییم که تفاوتهایی میان آنها وجود دارد. البته باید بدانید که این تفاوتها جزئی بوده و در اثر یکپارچه شدن دنیای امروز این تفاوتها روز به روز کمتر می‌شوند.

در ادامه با برخی از تفاوتهای میان این دو نسخه از زبان انگلیسی آشنا می‌شوید.

 

املای کلمات

انگلیسی بریتانیایی تمایل دارد که املای بسیاری از کلماتی که ریشه فرانسوی دارد را حفظ کند، در حالیکه آمریکایی‌ها بیشتر سعی می‌کنند کلمات را همانطور که تلفظ می‌کنند بنویسند. علاوه بر این، آنها حروفی را که مورد نیاز نیست حذف می‌کنند. به مثالهای زیر دقت کنید:

British English

American English

colour

color
centre center
honour honor
analyse analyze
cheque check
tyre tire
favour favor

اگر چه هر دو نسخه‌ی آمریکایی و بریتانیایی زبان انگلیسی صحیح هستند، اما املای آمریکایی معمولاً ساده‌تر است. بنابراین بهتر است بطور کلی از املای آمریکایی استفاده کنید، مگر اینکه بخواهید برای خوانندگان بریتانیایی چیزی بنویسید.

 

تلفظ

تلفظ‌ها و لهجه‌های گوناگونی در انگلیسی محاوره‌ای وجود دارد که پرداختن به همه آنها در یک مقاله امکانپذیر نیست. بنابراین تنها به تفاوتهای اصلی بین دو نوع اصلی زبان انگلیسی،‌ یعنی انگلیسی آمریکایی و انگلیسی بریتانیایی اشاره می‌کنیم:

   صدای /r/ ممکن است در بعضی از کلمات انگلیسی بریتانیایی رسا نباشد؛ مثلاً کلمات car، park، star و bark را در نظر بگیرید. قاعده‌ی آن اینست که حرف r تنها وقتی که یک حرف صدادار بعد از آن بیاید تلفظ می‌شود، مانند Iran، British و bring.

   آمریکاییها تمایل دارند کلماتی که به «-duce» ختم می‌شوند (مانند reduce، produce، induce و seduce) را بصورت /-du:s/ تلفظ کنند. در انگلیسی بریتانیایی این اغلب کمی متفاوت است:/-dju:s/

 

  آمریکاییها تمایل دارند کلمات را با حذف حروف کاهش دهند. بعنوان مثال کلمه «facts» در انگلیسی آمریکایی درست مثل «fax» تلفظ می‌شود - حرف t تلفظ نمی‌شود.

   گاهی حروف صدادار در انگلیسی بریتانیایی حذف می‌شوند. بعنوان مثال در هیچیک از کلمات «secretary» و «tributary» حرف a تلفظ نمی‌شود.

   گاهی استرس کلمه در هر کدام از دو نسخه آمریکایی و بریتانیایی تفاوت دارد:

advertisement:

American English/'/

British English:  /'/

 

لغت

در جدول زیر چند کلمه متداول بریتانیایی بهمراه معادل آمریکایی آن ارائه شده است:

British English

American English

معنی فارسی
lift elevator آسانسور
trousers pants شلوار
lorry truck کامیون
petrol gasoline بنزین
underground subway مترو
aerial antenna آنتن
rubber eraser پاک‌کن
flat apartment آپارتمان
wardrobe closet جارختی
queue line صف
pavement sidewalk پیاده‌رو

چطور با خواندن، انگلیسی خود را تقویت کنیم؟

سریع خوانی

معمولاً افراد هنگام مطالعه‌ی یک متن (مثلاً یک روزنامه) سعی می‌کنند با حداقل تلاش و حداکثر سرعت به مضمون اصلی مطلب پی ببرند. شاید بتوان این استراتژی را «سریع خوانی» نامید. در این استراتژی مغز تلاش می‌کند تا جای ممکن کلمات کمتری را بخواند و تنها کسری از ثانیه روی هر کلمه توقف می‌کند. ممکن است زبان‌آموزان نیز این استراتژی را برای خواندن متون انگلیسی بکار بگیرند.

حال باید دید این استراتژی (سریع خوانی) چه ویژگیهایی دارد:

  • کلمات گرامری از قبیل حروف اضافه و حروف تعریف دیده نمی‌شوند. چشم تنها روی کلماتی از قبیل اسمها، فعلها، صفات و قیدهای اصلی توقف می‌کند.

  • وجوه کلمه دیده نمی‌شود (مانند قسمت دوم یا سوم بودن یک فعل).

  • به املای دقیق کلمه دقت نمی‌شود. دانسته شده است که مغز  کل کلمه را از روی شکل آن تشخیص می‌دهد و آن را بصورت حرف به حرف تجزیه و تحلیل نمی‌کند.

  • به کلمات مشکلی که برای درک معنی کلمه ضروری نیستند توجه نمی‌شود (برای صرفه جویی در وقت به دیکشنری مراجعه نمی‌شود).

 البته «سریع خوانی» روش بسیار خوبی برای صرفه‌جویی در وقت است. اما مشکل اینجاست که شما برای درک یک مطلب به کلمات گرامری خیلی نیاز ندارید، اما برای ساختن یک متن یا مطلب (هنگام نوشتن یا صحبت کردن) به آنها نیاز دارید. بنابراین اگر به چیزهایی مانند حروف تعریف و حروف اضافه دقت نکنید، نخواهید توانست آنها را به درستی در جملات خودتان بکار گیرید.

به همین دلیل بعضی از زبان‌آموزان یک کتاب 300 صفحه‌ای را تمام می‌کنند و همچنان با گرامر نسبتاً پایه‌ای هم مشکل داشته باشند. و باز به همین دلیل است که حروف اضافه و حروف تعریف جزو سخت‌ترین قسمتهای آموزش زبان انگلیسی محسوب می‌شوند. توصیه‌ای که در اینجا به زبان‌آموزان می‌شود این است که اگر می‌خواهید مهارتهای خروجی (=نوشتن و مکالمه) خود را افزایش دهید، باید به خودتان یاد بدهید که به کلمات گرامری توجه کنید.

 چگونه بخوانیم؟

در اینجا چند نکته‌ی جالب و مهم برای مطالعه‌ی متن‌های انگلیسی به زبان‌آموزان توصیه می‌شود:

1- هنگام برخورد با یک چیز جالب توجه (و نه واضح) توقف کنید: مثلاً یک کلمه‌ی جدید، نحوه‌ی کاربرد یک کلمه، یک ساختار گرامری، یک حرف اضافه، یک حرف تعریف، ترتیب لغات و .... کمی وقت بگذارید و فکر کنید که چرا مثلاً در یک جمله‌ی خاص از حرف اضافه‌ی at به جای on استفاده شده است و یا چرا از زمان حال کامل استفاده شده است در حالیکه شما انتظار گذشته‌ی ساده را داشتید.

2- اگر در جمله‌ای عبارت مفیدی وجود دارد، از خودتان بپرسید: آیا خودم می‌توانم یک عبارت مشابه بسازم؟ آیا می‌توانید مثلاً حروف اضافه، حروف تعریف و زمانهای صحیح را بکار ببرید؟ اگر مطمئن نیستید، سعی کنید یک عبارت مشابه را با صدای بلند و یا در ذهنتان بگویید. هدف این است که آن عبارت را در ذهنتان نگه دارید.

3- هر جا لازم است (و یا اگر صرفاً دوست دارید)، از دیکشنری استفاده کنید تا به تعاریف کلمات و نیز به جملات نمونه‌ی بیشتری دست پیدا کنید.

4- جملات و عبارتهای مفید و کاربردی را در دفتر یادداشت خود (و یا در نرم‌افزارهایی مانند Supermemo) وارد کنید. بدین ترتیب اطمینان خواهید یافت که در آینده باز هم آنها را مرور خواهید کرد.

 اگر دوست ندارید هنگام خواندن توقف کنید (تا مثلاً یک کلمه را در دیکشنری جستجو کنید)، می‌توانید زیر جملات جالب و مفید خط بکشید تا بعداً به آنها رسیدگی کنید.

نکته‌ی مهم دیگری که باید به آنها توجه کنید این است که شما مجبور نیستید که همیشه از استراتژی بالا استفاده کنید. خواندن به این روش نسبتاً خسته کننده است، بنابراین اگر بعد از یک مطالعه‌ی طولانی خسته هستید، این روش را به کار نبرید. همچنین برای هر جمله به یک اندازه وقت صرف نکنید. در بسیار از جملات، عبارتها و ساختارهایی که برای جمله‌سازی شما مفید باشند وجود ندارد.

چرا باید ورودی شما جالب و سرگرم‌کننده باشد؟

استمرار مطالعه

خواندن یک کتـاب یا متن خسته‌کننده بـرای یادگیری زبان انگلیسی نمی‌تواند فکر خوبی باشد. شما بـا انجام این کار تنها یک متن خسته‌کننده نمی‌خوانید، بلکه متنی می‌خوانید که درک آن سخت است. هیچ کس نمی‌تواند به مدت طولانی این شکنجه (!) را تحمل کند. اگر شما از انگیزه‌ی بالایی هم برخوردار باشید، شاید بتوانید به مدت چند روز این کار را ادامه دهید، ولی قطعاً نخواهید توانست این کار را به مدت طولانی (مثلاً یک ماه) ادامه دهید.

شما قطعاً نمی‌خواهید که تنها بعد از چند روز مطالعه‌تان را متوقف کنید، چونکه می‌دانید مطالعه‌ی کوتاه مدت و ناپیوسته بی‌فایده خواهد بود.

به همین دلیل شما به منابع فوق‌العاده جالب و سرگرم‌کننده نیاز دارید. این منابع باید به گونه‌ای باشند که شما برای خواندن، دیدن یا شنیدن آن لحظه‌شماری کنید. بدین ترتیب قادر خواهید بود بطور پیوسته به فراگیری انگلیسی‌تان ادامه دهید و شاهد پیشرفت روزافزون خود باشید. به خاطر داشته باشید که تنها مطالعه‌ی پیوسته و مستمر می‌تواند پیشرفت شما را تضمین کند.

 نگرش شما نسبت به زبان

ورودی جالب و سرگرم‌کننده به شما کمک می‌کند که نگرش خود را نسبت به زبان (انگلیسی) عوض کنید. در ابتدا ممکن است فراگیری زبان برای شما لازم، اما خسته‌کننده به نظر بیاید: چیزی مانند هر روز صبح زود بیدار شدن و به سر کار رفتن. اما اگر شما منابع جالب و لذت‌بخشی در زمینه‌ی آموزش زبان پیدا کنید (مانند کتابها، فیلمها و وب‌سایتهای آموزشی یا انگلیسی‌زبان)، دیگر فراگیری زبان برای شما تبدیل به یک سرگرمی روزمره خواهد شد.

وقتی چنین اتفاقی بیفتد، مطالعه‌ی انگلیسی را آسان خواهید یافت، حتی زمانیکه منابعی را مطالعه می‌کنید که دیگر خیلی جالب نیستند، مانند گرامر.

 اگر شما یک مبتدی باشید چطور؟

اگر شما مبتدی هستید ، قطعاً دایره‌ی لغت شما محدود است. در این صورت خواندن کتابها یا تماشای فیلمهای زبان اصلی برای شما بسیار دشوار خواهد بود. همچنین حجم بالای لغاتی که نمی‌شناسید،ُ لذت بردن از آن را برای شما غیرممکن می‌سازد، حتی اگر مضمون آن برای شما جذابیت زیادی داشته باشد.

حال که شما مبتدی هستید، چطور می‌توانید از فواید ورودی جذاب بهره ببرید؟ راه حل آن ساده است: «کتابها و دیگر منابع ساده شده». اینها منابعی هستند که به زبان ساده بیان شده‌اند و در واقع مخصوص زبان‌آموزها هستند. یکی از این منابع که شهرت جهانی دارد Penguin Readers است که دربرگیرنده‌ی یک سری داستانهای ساده‌شده براساس داستانهای معروف و عناوین فیلمها می‌باشد. (البته باید توجه داشته باشید که این کتابها در شش سطح از مبتدی تا پیشرفته در دسترس می‌باشند و شما باید با توجه به سطح خود به انتخاب آنها بپردازید.)

چرا نباید انگلیسی را بر اساس قواعد دستوری بیاموزید؟

یادگیری بر اساس قواعد دستوری (گرامری) دو نقطه ضعف عمده دارد:

  • به خاطر سپردن یک قاعده‌ی دستوری مشکل است. این فرایند بسیار مصنوعی است؛ درست مثل به خاطر سپردن یک شعر است. این بسیار راحت‌تر است که چند جمله‌ی نمونه بخوانید و بقیه‌ی کارها را به عهده‌ی مغز خود بگذارید.

  • به کار بردن یک قاعده‌ی گرامری بسیار وقت‌گیر است. شما اول باید آن را به خاطر بسپارید، سپس باید ببینید آیا آن می‌تواند در جمله‌ی شما به کار برده شود و در نهایت جمله‌تان را بر اساس آن قاعده می‌سازید. ساختن یک جمله بر اساس قواعد دستوری مانند حل کردن یک معادله‌ی ریاضی است. اگر شما اغلب از قواعد دستوری برای نوشتن و صحبت کردن استفاده کنید، نمی‌توانید این کارها را روان و راحت انجام دهید.

آیا قواعد دستوری می‌توانند مفید باشند؟

صد البته که می‌توانند مفید باشند. در واقع گرامر به شما کمک می‌کند تا یک زبان را بطور مؤثرتر و سریعتر بیاموزید. با آموختن گرامر یا دستور یک زبان می‌توانید خیلی چیزها را خودتان درک کنید، بدون اینکه مجبور باشید از کسی بپرسید یا در یک کتاب جستجو کنید.

اینکه گفته می‌شود «یک زبان را نباید بر اساس قواعد گرامری آموخت» منظور این نیست که نباید گرامر یاد گرفت، بلکه منظور این است که تأکید اصلی شمـا باید بر روی ورودی باشد و نه گرامر. در واقع شما بایـد یک زبان را بر اساس ورودی فرا بگیرید و در این میـان مطالعه‌ی گرامر می‌توانـد دوست خوب شما در این مسیر باشد.

همچنین بسیاری از قواعد گرامری آنقدر کمیاب هستند که کمتر در ورودی شما یافت می‌شوند (مثلاً زمان آینده‌ی کامل)، بنابراین بهترین راه فراگیری این دسته از قواعد مراجعـه به کتابهای آموزش گرامر می‌باشد.

 

ورودی چیست؟

بطور خلاصه می‌توان گفت ورودی یعنی «جملاتی که شما آنها را می‌خوانید یا می‌شنوید». ورودی برعکس خروجی است، که به معنای «ساختن جملات هنگام نوشتن یا صحبت کردن» است.

مدل فراگیری زبان

آیا تا کنون به این نکته دقت کرده‌اید که چگونه می‌توانید اینقدر راحت به زبان مادریتان صحبت کنید؟ وقتی می‌خواهید چیزی بگویید جملات و عبارتهای صحیح خودبخود در زبان شما جاری می‌شود. بخش اعظم این فرآیند نا آگاهانه است: چیزی خودبخود در ذهن شما پدیدار می‌شود، حال شما اگر مایل بودید می‌توانید آن را به زبان بیاورید. مدل زیر نشان می‌دهد که چگونه چنین چیزی ممکن است:

1- شما ورودی کسب می‌کنید – یعنی جمله‌ای را می‌خوانید یا می‌شنوید. اگر معنی این جملات را فهمیدید، آنها در حافظه شما ذخیره می‌شوند.

2- وقتی که شما می‌خواهید چیزی بگویید یا بنویسید (وقتی که می‌خواهید خروجی بسازید یا تولید کنید)، مغز شما به دنبال جمله‌ای که قبلاً خوانده یا شنیده‌اید می‌گردد – جمله‌ای که با معنی آنچه که می‌خواهید بیان کنید جور در بیاید. سپس آن جمله را تقلید می‌کند (همان جمله یا مشابه آن را می‌سازد) و در نهایت شما جمله‌ی «خودتان» را می‌گویید. این فرآیند ناآگاهانه است، یعنی مغز شما آن را خودبخود انجام می‌دهد.

این مدل بسیار ساده است. مغز شما واقعاً به دنبال جملات کامل نمی‌گردد، بلکه تنها به بخشها یا اجزایی از جملات نیاز دارد و می‌تواند با استفاده از این اجزا جملاتی بسیار پیچیده و طولانی بسازد. بنابراین مغز شما از چندین جمله (که قبلاً شنیده و بخاطر سپرده) برای ساختن جمله‌ی اصلی استفاده می‌کند.

به عنوان مثال فرض کنید شما قبلاً این جمله را شنیده باشید: «یک گربه زیر میز است». مغز شما به سادگی می‌تواند جملات مشابهی مانند «یک کتاب زیر میز است» یا «یک مداد زیر صندلی است» را بسازد. زیرا مغز شما قبلاً با کلمات کتاب، مداد و صندلی آشنا بوده است و به سادگی توانسته است آنها را جایگزین کند. همچنین مغز شما می‌تواند با استفاده از کلمات بیشتری جمله‌ی اولیه را تغییر دهد، مثلاً «یک گربه‌ی سیاه بزرگ زیر میز من است».

بنابراین هر چقدر جملات بیشتری در اختیار مغز قرار بگیرد (ورودی)، به همان نسبت مغز شما می‌تواند جملات پیچیده‌تر، طولانی تر و بیشتری بسازد یا تولید کند (خروجی).

مدل فراگیری زبان که در بالا توضیح داده شد، «فرضیه‌ی ادراک» (یا «فرضیه‌ی ورودی») نامیده می‌شود که توسط پروفسور استیفن کراشن (از دانشگاه کالیفرنیای جنوبی) ارائه شده است. این مدل فرآیند یادگیری زبان اصلی (مادری) توسط یک کودک را بیان می‌کند. یک کودک به صحبت‌های والدین و افراد دیگر گوش می‌کند. مغز او جملات را دریافت و جمع‌آوری می‌کند و روز به روز در تولید یا ساخت جملات خودش ماهرتر می‌شود و تا سن 5 سالگی دیگر می‌تواند نسبتاً روان صحبت کند.

اما همین مدل برای فراگیری یک زبان خارجی هم مصداق دارد. در واقع ما فکر می‌کنیم که این تنها راه صحیح فراگیری یک زبان می‌باشد.

 این مدل چه اهمیتی برای زبان‌آموزها دارد؟

اینجا آنچه که از نظر فراگیری یک زبان خارجی در این مدل اهمیت دارد، بیان می‌شود:

  • مغز انسان جملات را بر اساس جملاتی که قبلاً دیده یا شنیده است (ورودی)، می‌سازد. بنابراین برای پیشرفت شما در فراگیری یک زبان خارجی لازم است که مغزتان را با حجم زیادی از ورودی پـر کنید. این ورودی بایستی جملات صحیح و قابل درک برای شما باشد. قبل از اینکه بتوانید به یک زبان خارجی صحبت کنید یا بنویسید، مغز شما باید به اندازه‌ی کافی جملات صحیح در آن زبان را دریافت کرده باشد.

  • خروجی (تمرین نوشتن و صحبت کردن) از اهمیت کمتری برخوردار است. زیرا به این طریق نمی‌توانید مهارتهای زبانتان را افزایش دهید. در واقع باید بخاطر داشته باشید که شما ممکن است انگلیسی تان را با خروجی زودهنگام و کم دقت تخریب کنید. همچنین این امکانپذیر است که مهارتهای خروجی خوبی را بدون تمرین خروجی (نوشتن و صحبت کردن) کسب کنید.

  • شما خیلی هم به قواعد گرامری نیاز ندارید. شما زبان مادریتان را بدون مطالعه‌ی دستور زبان فرا گرفتید. بنابراین شما می‌توانید به همین طریق یک زبان خارجی را هم بیاموزید. (البته این اصلاً به این معنی نیست که نباید گرامر آموخت. مطالعه‌ی گرامر در جای خود می‌تواند بسیار سودمند باشد. منظور ما این است که باید به ورودی اهمیت بیشتری نسبت به گرامر قائل شد.)

 

چگونه «ورودی» می‌تواند وضعیت انگلیسی‌تان را دگرگون کند؟

اگر شما چند کتاب انگلیسی بخوانید خواهید دید انگلیسی شما بهتر شده است و از لغات و قواعد دستوری جدید در نوشته‌ها و ایمیل‌هایتان استفاده خواهید کرد. هنگام نوشتن و صحبت کردن خواهید دید که عبارتهای انگلیسی خود بخود در ذهن و زبان شما جاری خواهد شد و شما را شگفت‌زده خواهد کرد!

استفاده از زبان انگلیسی برای شما آسان خواهد بود، زیرا مغز شما به آسانی چیزهایی را تکرار می‌کند که بارها و بارها دیده است. با خواندن تنها یک کتاب انگلیسی هزاران جمله‌ی انگلیسی به مغزتان وارد خواهید کرد و این جملات دیگر بخشی از وجود شما خواهند بود.

شما قطعاً در امتحان بعدیتان متوجه خواهید شد که زبانتان تقویت شده است. مثلاً در پرسشهای چند گزینه‌ای «احساس» خواهید کرد که کدام گزینه صحیح است. شما ممکن است دقیقاً ندانید که «چرا» آن گزینه صحیح است، اما می‌دانید که صحیح است. شما آن را می‌دانید چونکه بارها و بارها آن را خوانده‌اید.

اصلاً آیا می‌دانید فرق بین یک زبان‌آموز و یک انگلیسی‌زبان (بومی) چیست؟ یک انگلیسی‌زبان «احساس» می‌کند که چه چیزی صحیح است. او می‌تواند بدون اینکه به قواعد گرامری توجه کند، بگوید که یک جمله به نظر درست می‌آید یا غلط.

این کار برای او آسان است، چونکه در طول زندگیش شمار بسیار زیادی جمله‌ی انگلیسی شنیده و خوانده است. در واقع تنها تفاوت بین یک زبان‌آموز و یک انگلیسی‌زبان «حجم ورودی» است. شما هم می‌توانید مانند یک انگلیسی‌زبان باشید، به شرط اینکه بتوانید حجم زیادی از ورودی را در ذهنتان وارد کنید.

چگونه تلفظ انگلیسی را فرا بگیریم؟

۱- اصوات انگلیسی را بیاموزید

در زبان انگلیسی اصواتی وجود دارند که در کمتر زبانی یافت می‌شوند. بعنوان مثال اولین صوت موجود در لغت thin یا اولین صوت در لغت away به ندرت در زبانهای دیگر شنیده می‌شوند.

بنابراین شما باید:

1- همه‌ی صداهای انگلیسی را بشناسید.

2- دقت کنید که آنها چگونه در کلمات و جملات واقعی به گوش می‌رسند.

3- برای تمرین به کلمات و جملات انگلیسی خوب گوش کنید و بعد آنها را حتی‌الامکان صحیح تلفظ کنید.

این که شما وقت زیادی را صرف تمرین کنید خیلی اهمیت ندارد؛ مهم این است که به طور مرتب تمرین کنید. یک تمرین خوب این است که موقعی که به چیزی گوش می‌دهید (مثلاً یک فیلم زبان اصلی) سعی کنید کلماتی را که می‌شنوید تکرار کنید. همچنین می‌توانید هنگامی که تنها هستید و وقتتان آزاد است چند کلمه‌ی انگلیسی را انتخاب کرده و آنها را با صدای بلند تلفظ کنید. وقتی که زبان شما به اصوات جدید عادت پیدا کرد، دیگر آنها به نظر شما دشوار نخواهند آمد.

یک تکنیک جالب و مفید این است که صدایتان را ضبط کنید و آنرا با تلفظ صحیح مقایسه کنید. بدین ترتیب می‌فهمید که در کجا تلفظ شما با تلفظ اصلی آن تفاوت دارد و می‌توانید به تدریج آن را اصلاح کنید.

 

2- تلفظ کلمات انگلیسی را یاد بگیرید

با نگاه کردن به یک لغت انگلیسی شما نمی‌توانید به تلفظ آن پی ببرید. مثلاً دو کلمه‌ی do و no را در نظر بگیرید. با آنکه هر دوی آنها به حرف o ختم می‌شوند، اما تلفظ آنها کاملاً با هم تفاوت دارد. (حرف o در یکی صدای او می‌دهد و در دیگری صدای ـــُــ). این بدین معناست که شما باید تلفظ هر کلمه‌ای که قصد استفاده از آن را دارید را یاد بگیرید.

اما چطور می‌توان تلفظ یک لغت انگلیسی را یاد گرفت؟ شما باید آن کلمه را در یک دیکشنری جستجو کنید. در یک دیکشنری خوب تلفظ همه‌ی کلمات با یک سیستم مخصوص که علائم فونتیک نامیده می‌شوند، نشان داده می‌شوند.

 

3- یکی از دو تلفظ آمریکایی یا بریتانیایی (یا هر دو) را انتخاب کنید

زبان انگلیسی انواع گوناگونی دارد که هر کدام تلفظ یا لهجه‌ی مخصوص به خود را دارد، اما در عمل شما تنها دو انتخاب پیش رو دارید: انگلیسی بریتانیایی و انگلیسی آمریکایی، زیرا اینها از بین انواع زبان انگلیسی از همه متداول‌تر هستند. شما می‌توانید یکی از این دو نوع را انتخاب کنید. شما همچنین می‌توانید هر دو نوع آمریکایی و بریتانیایی را با هم فرا بگیرید. این بستگی به خود شما دارد.

 

4- با هر دو نوع تلفظ آمریکایی و بریتانیایی آشنا باشید

شما حتی اگر تنها یک نوع از تلفظ‌های آمریکایی یا بریتانیایی را انتخاب کرده باشید، باید با هر دوی آنها آشنایی داشته باشید. فرض کنید که شما تصمیم گرفته‌اید فقط با لهجه‌ی اصیل بریتانیایی صحبت کنید و اصلاً نمی‌خواهید که لهجه‌ی آمریکایی داشته باشید؛ با این وجود لازم است که با تلفظ آمریکایی هم آشنا باشید و هنگام جستجو در دیکشنری به تلفظ آمریکایی لغت مورد نظر هم توجه داشته باشید، زیرا شما دیر یا زود مجبور خواهید بود کمی هم به انگلیسی آمریکایی گوش دهید. مثلاً شاید بخواهید یک فیلم آمریکایی تماشا کنید و یا شاید یک مربی داشته باشید که تنها به لهجه‌ی آمریکایی مسلط باشد. بنابراین لازم است که هر دو انگلیسی آمریکایی و بریتانیایی را با هم یاد بگیرید.